از روی جدول راه رفتن را هر عابر عادی نمیفهمد 

حالی که دارد مرد خردادی جز مرد خردادی نمی فهمد


من کوچه ای بن بست و تاریکم در انتهای شهر بی مهری

احساس تنها ماندن من را ، میدان ازادی نمی فهمد


دلتنگ بودم بچگی هایم ، حالا بزرگم باز دلتنگم

دلتنگ بودن سن و سالی نیست ، شصتی و هفتادی نمی فهمد


وقتی نباشی عید یعنی چه مثل غروب جمعه دلگیرم

تقویم قلبم بی حضور تو شمسی و میلادی نمی فهمد


سیلی نزن اقا معلم جان ، دنیا خودش ما را ادب کرده 

مانند ان طفل فقیری که تعریغی از شادی نمی فهمد


#


نقاش آهو میکشد اما ، صیاد دارد تیر مسیازد 

صیاد بی رحم است یا عاشق ؟ نقاش صیادی نمی فهمد ...