چاه نامه - سید تقی سیدی

این غزل ها همگی گوشه ای از درد من است / آنقدر شعر برای نسرودن دارم ...

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

حاجت های کوچک


حتی نمک سفره خود را ز خداوند بخواهید
در بند خداوند درآیید و از او پند بخواهید 
هر قدر بخواهید همانقدر عزیزید برایش 
ان چیز که خوبان خداوند بخواهند بخواهید



قال الباقر ع:
لاتحقروا صغیرا من حوائجکم ، فان احب المومنین الی اسئلهم
حاجت های کوچک را حقیر نشمارید ، زیرا محبوب ترین شما در نزد خدا کسی است که درخواست او از خدا بیشتر باشد

۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
سید تقی سیدی

25


چای داغی به دست داری و ، در فضایی که عطر و بوی هل است
حس خوب سبک شدن دارد،درد و دل با کسی که دردِ دل است

چادرش طرح چادر عربی ،در دو چشمش خلیج ایرانی
خنده هایش شکفتن غنچه ، طرح صورت ظریف و باب دل است

اهل درس و کتاب و اندیشه ، با نگاهی جدید و امروزی 
عاشق منطق مطهری و ،توی کیفش کتابی از هگل است

مینشینی کنار او اما ، میرود یک کمی به انورتر
بی مهابا تو حرف میزنی و، همنشینت ولی کمی خجل است 

توی چشمش نگاه می کنی و ، ناگهان لفظ دوستت دارم 
و امیدی که پوچ می شود از، خنده ای که به اخم متصل است

پشت بندش سکوت سنگینی ، استرس توی چشم هر دو نفر
حال روزت شبیه حیوانِ، چارپایی که مانده توی گل است 

فکر او در کنار حرف پدر ، به کسی دل نبند، دلبندم 
فکر تو در شب حنابندان ، پیش تشویق و دست و جیغ و کل است

طاقت رو برو شدن با هم ،نیست توی نگاه هر دو نفر
پشت هامان به پشت یکدیگر،گریه پایان تلخ این دوئل است

چای سرد نخورده ای مانده، یک نفر روی تخت خوابیده 
یک نفر بی قرار در بین ،کوچه پس کوچه های شهر ول است

#

عربی را همیشه مردودم ،از جدایی همیشه میترسم 
بلدم فعل جمع را اما ،مشکلم با ضمیر منفصل است


۱۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
سید تقی سیدی

مزخرف

این شعر رو تقدیم کردم به محمد مهدی شفیعی عزیز برای شعر زیباش "منفعت طلب" که کم لطفی هایی بهش شد، البته ایشون هم جوابیه برای این شعر گفتن که توصیه می کنم حتما بخوانید ، برای خواندن شعر منفعت طلب هم یه وبلاگ ایشون که در لینک های بنده هستش مراجعه کنید


دلم گرفته دوباره در این هوای مزخرف 
بیاد ان همه خنده به روز های مزخرف 

بیاد بودن با تو ولی نبودن با تو 
بیاد ان گله هایت و ان صدای مزخرف

گرسنه بودم و ان دم به روح من تو خوراندی 
ز لقمه های حرامت از ان غذای مزخرف

خدا کند که نیفتد مسیرشان به هم ان دو
دو اشنای قدیمی ، دو اشنای مزخرف

به انقراض دچارم ولی هنوز نمردم
شبیه واژه طهران شبیه طای مزخرف

غرور له شده ی من کنار حس غرورت
چو طعم تلخی نعنا درون چای مزخرف 

چه ساده امدم از هر کجای قصه که بودم 
به هر کجا که تو گفتی به هر کجای مزخرف

رسیده اخر قصه بیین منو تو کجاییم
تو ابتدای خوشی ها ،من انتهای مزخرف 

امید من به خدا بوده در مواقع طوفان 
نبسته ام دل خود را به نا خدای مزخرف

چه روز ها که دعا کرده ام به من برسی تو 
هزار مرتبه توبه از ان دعای مزخرف 


جوابیه محمد مهدی شفیعی در ادامه مطلب

۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
سید تقی سیدی