چاه نامه - سید تقی سیدی

این غزل ها همگی گوشه ای از درد من است / آنقدر شعر برای نسرودن دارم ...

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

27


تقدیم به پیشگاه حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها ...

امشب قلم به دستم و تصویر میکشم 
تصویر یک سه ساله ولی پیر می کشم 


تصویر جای زخم به دستان کوچکش
اثاری از کبودی زنجیر میکشم 

در یک خرابه می کشم و در کنار او
یک تکه نان و کاسه ای از شیر میکشم

او در خیال خود به پدر فکر می کند
من گریه کرده ، نیزه و شمشیر میکشم

او گفت ای عمو و کشیدم تن و دو دست
هی پشت هم به دست و به تن تیر میکشم

از عمه خواستم بنویسم ولی نشد 
دیگر قلم شکسته و تکبیر میکشم

سید تقی سیدی 囧

۷ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
سید تقی سیدی

26


مردانه تنها باشی و ناکام باشی 

بهتر از اینکه عاشقی بد نام باشی


روباه مفلوکی اگر باشی می ارزد 

تا اینکه یک شیر جوان و خام باشی 


لبخند هایت لحظه ی آرامشم بود 

حتی به فکرش هم نبودم دام باشی


مانند یک سیگار بهمن توی دستت 

میسوختم شاید کمی آرام باشی 


آهوی بی مهر و محبت زود رفتی 

حسرت به دل ماندم که یک شب رام باشی


دوران خون آشام ها دیگر گذشته

باید که چیزی مثل روح آشام باشی


صد بار در سلول میمیری اگر که

در انتظار لحظه ی اعدام باشی 


۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
سید تقی سیدی